عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

429

منازل السائرين ( فارسى )

را باطل مىسازد . مثلا علم ، سالك را از طلب رؤيت منع مىكند و رعايت ادب را در محضر ربوبى الزام مىكند ؛ اما حال بر علم غلبه مىكند و حكم آن را باطل مىسازد . همچنين موجب غلبهء وجد بر طاقت مريد مىشود و پيوسته او را به فرياد وا مىدارد تا آنكه نصرت الهى حاصل شود . همچنين دهشت زمانى است كه كشف بر همّت غالب مىشود ، زيرا همت اقتضاى قصد و حركت را دارد ، ولى كشف مقتضى سكون و ترك طلب است . الدرجة الثانية : دهشة السالك عند صولة الجمع على رسمه ، و السبق على وقته و المشاهدة على روحه . درجهء دوم : دهشت سالك به هنگام غلبهء جمع بر رسم اوست ، چرا كه جمع ، تجمع متفرقات در عين واحد است . و رسم سالك صورت خلقى اوست كه رسوم گويند . وقتى كه حضرت جمع بر سالك غلبه كند ، رسوم را محو مىكند . مراد از « سبق » شهود أزلى است كه سابق بر وقت سالك است . معنى شهود أزل ، همان رؤيت فناى حادث و بقاى قديم است و اين شهود سبق بر شهود وقت سالك غلبه مىكند ؛ يعنى ، شهود قديم او را از شهود حادث بازمىدارد . و نيز اين دهشت هنگامى است كه مشاهده بر روح سالك چيره مىشود و مراد از مشاهده ، رؤيت حق به حق است و در عين حال ، تعيّن روحى سالك باقى است . الدرجة الثالثة : دهشة المحب عند صولة الأتصال على لطف العطيّة ، وصولة نور القرب على نور العطف ، وصولة شوق العيان على شوق الخبر . درجهء سوم : دهشت محبّ است كه به هنگام اتصال محب به انوار تجلى بر لطف عطيهء حق تعالى كه مدام به محبّ فيض مىرساند ، غلبه مىكند . و نور قرب بر نور عطف ؛ يعنى رحمت رحيمهء خدا چيره مىشود . در اين هنگام ، سالك محبّ ، عنايت اتصال به قرب الهى را درمىيابد و نور وجه كريم را شهود مىكند و مدهوش و مبهوت مىگردد . همچنين اين دهشت باعث غلبهء شوق عيان ، يعنى ديدار حق بر شوق خبر مىشود ، زيرا كه سالك پيش از اين به واسطهء اخبار